السيد محمد حسين الطهراني
207
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
[ أفراد كورى كه به موهبت الهيّه ، قرآن را تلاوت مىنمودهاند ] حضرت آية الله حاج شيخ محمّد تقى از شاگردان معروف آية الحقّ و سند عرفان ، عارف بىبديل مرحوم آقاى ميرزا على آقاى قاضى تبريزى رضوان الله عليه ، در نجف اشرف بودهاند ؛ و در زمان آن مرحوم داراى حالات و واردات و مكاشفات غيبيّهء الهيّه بوده ، و در سكوت و مراقبه به حدّ اعلاى از مراتب را حائز بودهاند . حضرت آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى مدّظلّه : وصّى مرحوم قاضى كه فعلا در نجف أشرف اقامت دارند ؛ مىفرمودند : حاج شيخ محمّد تقى بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آية الله حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى
--> - اندر اين انديشه تشويشش فزود * كه جز او را نيست اينجا باد و بود اوست تنها مصحفى آويخته * من نيم گستاخ يا آميخته تا بپرسم ، نى خمش صبرى كنم * تا به صبرى بر مرادى برزنم صبر كرد صبر كرد و بود چندى در حرج * كشف شد كالبصر مفتاح الفرج تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : مرد مهمان صبر كرد و ناگهان * كشف گشتش حال مشگل در زمان نيمشب آواز قرآن را شنيد * جست از خواب آن عجائب را بديد كه ز مصحف كور مىخواند درست * گشت بىصبر و ز كور آن حال جست گفت چون در چشمهايت نيست نور * چون همىبينى حمى خوانى سطور گفت : اى گشته ز جهل تن جدا * اين عجب مىدارى از صنع خدا ؟ من ز حقّ درخواستم كاى مستعان * بر قرائت من حريصم ، همچو جان نيستم حافظ مرا نورى بده * در دو ديده وقت خواندن به يك ره باز ديده دو ديدهام را آن زمان * كه بگيرم مصحف و خوانم عيان آمد از حضرت ندا كاى مرد كار * اى بهر رنجى بما اميدوار حسن ظنّ است و اميدى خوش ترا * تا فروخوانى معظم جوهرا همچنان كرد و همانگاهى كه من * واگشايم مصحف اندر خواندن آن خبيرى كه نشد غافل ز كار * آن گرامى پادشاه روزگار بازبخشد بينشم آن شاه فرد * در زمان همچون چراغ شب نورد -